در 1389 با چهار عضو اصلیمیلاد سعدی: تنبک. صادق شیخ زاده: آواز. خسرو مقصودی: ویلن و حمید سوزنده: تار,به شماره 89/36588 درمرکز موسیقی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.
در سال 1390 گروه موسیقی توتیا در فرهنگسرای نیاوران نخستین گام خویش را در جهت اجرای صحنه ای موسیقی ایرانی به سبک برنامه رادیویی گلها برداشت و این مهم تا به حدی موفق آمیز بود که تحسین استادان شرکت کننده در این اجرا را برانگیخت: استادانی نظیر احمد ابراهیمی که خود از شاگردان استاد بنان و نیز از هنرمندان گلها بودند در انتها برنامه گروه را مورد لطف خویش قرار دادند، به روی صحنه آمده و شخصاً به خاطر صحت اجرای انجام شده توتیا را مفتخر به تشویق نمودند هم اکنون این گروه موسیقی سرگرم تدارک اثر شنیداری مکتوب (آلبوم) است که تا عید امسال راهی بازار خواهد شد و البته اخبار آن به سمع علاقمندان خواهد رسید. لازم به ذکر است اثر فوق در فضایی کاملاً متفاوت از موسیقی های سنتی امروز که غالباً «یک قطبی» هستند تهیه و تنظیم شده است.
کلمه پيانو تصغير شده کلمه pianoforte به معناي: ساز شستي دار که به سال 1709 توسط bartolommeo cristofori تحت نام گراوي چمبالو کول پيانو افورته از روي ساز ديگري به نام هارپسيکورد ساخته شد.
کريستوفوري مخترع اين ساز تغيير در مکانيسم زخمه اي آن به وجود آورده آنرا کوبشي نمود. در ساز پيانو شستي ها با مکانيسم خاصي به مضرابهاي چکشي ساز مربوط مي شوند به طوري که هرگاه بر روي شستي بکوبيم چکش مضراب نيز بر روي سيم کوبيده شده و به خاطر آزاد گذاردن سيم در ادامه ارتعاش کمي به عقب بر ميگردد.
در کنار هر يک از چکش هاي پيانو يک دستگاه خفه کننده صدا وجود دارد که مانع از ادامه طنين صوت است. به علاوه پدالهاي پيانو به دلخواه اجرا کننده طنين صوت را از اين حد کمتر يا زيادتر مي کند و به اين طريق نوازنده پيانو مي تواند با کمال سهولت به آهنگي که اجرا مي کند حالت بدهد
سه تار

شكل ظاهري آن مانند تار است. با اين تفاوت كه شكم آن يك قسمتي، گلابي شكل و كوچكتر است، سطح رويي كاسه سه تار نيز چوبي است؛ سه تار امروزي چهار سيم دارد. خرك سه تار كوتاهتر از خرك تار بوده و دسته آن نيز ازدسته تار نازكتر است. سه تار فاقد «جعبه گوشي» است و گوشي هاي چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلويي انتهاي دسته (سرساز) و دوتاي ديگر درسطح جانبي چپ (درهنگام نواختن درسطح بالايي) كار گذاشته شده اند.
چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند. گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند.بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند